وقتی از دو منظر «رشد» و «برابری» و بده–بستان (اصطکاک) میان آنها نیز به موضوع نگاه می‌کنیم. این نکته روشن می‌شود که کارایی تدارکات عمومی از جمله موضوعاتی است که همزمان منجر به «رشد» و «برابری» می‌شود و بین «رشد» و «برابری» بده–بستان (اصطکاک) وجود ندارد. تصور کنید که شما می‌خواهید به عنوان مسؤول خرید یک دستگاه دولتی 100قفسه کتاب بخرید. حتی اگر نخواهید سوءاستفاده کنید به بازار مراجعه می‌کنید و از چند جا قیمت می‌گیرد و از یکی از آنها خرید می‌کنید. (البته واضح است که این خرید برای خریدهای بعدی ردپا و امتیاز ایجاد می‌کند. فعلا به این موضوع نمی‌پردازیم). خوب، آیا شما مطمئن هستید که ارزان‌‌‌ترین قفسه دارای تمام کیفیت‌های لازم را خریده‌اید؟ طبیعی است که نه. چون دامنه اطلاعات و قدرت پردازش ذهنی شما بسیار محدود است. حال فرض کنید به شما حکم شود که: برای خرید، باید به صورت عمومی اطلاع‌رسانی کنید که چند قفسه کتاب و با چه کیفیتی لازم دارید و اجازه دهید از سراسر کشور افراد در این مناقصه شرکت کنند. در این صورت نخست آن‌که این احتمال که با تنوع بالاتری از قیمت و کیفیت مواجه شوید وجود دارد («کارایی» و«رشد») و دوم این که تولیدکنندگانی از دور‌‌ترین جاهای کشور به بازاری دست پیدا می‌کنند که در غیراین صورت چنین امکانی برای آنها وجود نداشت («برابری»)


نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد