حرفهای خودی و بیخودی فاسد یا فساد! نمیدانم شما هم دقت کردید یا فقط هوش و فراصت بیبدیل ماست که میتواند به این سطح از درک و دقت برسد، در کنار هر فساد اقتصادی، اختلاس، رانت و فساد مالی که اتفاق میافتد، یک آدم فاسد هم هست، یعنی نمیشود یک فسادی رخ بدهد ولی […]
حرفهای خودی و بیخودی
فاسد یا فساد!
نمیدانم شما هم دقت کردید یا فقط هوش و فراصت بیبدیل ماست که میتواند به این سطح از درک و دقت برسد، در کنار هر فساد اقتصادی، اختلاس، رانت و فساد مالی که اتفاق میافتد، یک آدم فاسد هم هست، یعنی نمیشود یک فسادی رخ بدهد ولی دست شخص و یا اشخاص فاسدی در کار نباشد!
چی؟ اینکه عرض کردیم خیلی بدیهی و ساده بود و هر بچه دبستانی هم میداند؟ یعنی فهم و درک آن ربطی به هوش و فراصت مثالزدنی ما نداشت، آهان؟! منظورتان این است ما همچین بفهمی نفهمی کُندذهن تشریف داریم که با خودمان فکر کردیم دانستن چنین موضوع طبیعی و بدیهی، نیاز به هوش و دقت بالا دارد؟! باشد، اشکال ندارد، یک بر هیچ به نفع شما….
خب، راستش را بخواهید آن چیزهایی که در بالا گفتیم محض خنده و دورهمی بود (جون خودمان!) تا یَخ گپ و گفت آب شود و اصل قصه را بگوییم، که باور بفرمایید در این یکی، حداقل رگههایی از نبوغ هوشنگخانی ما را خواهید دید و چه بسا انگشت تحیر به دندان گزیده و از آنکه ما را برای یک لحظه در رسته کمتوانهای عقلی دستهبندی کردید، به خود آفرین بگویید!
آنجور که ما دیدیم و شنیدهایم هر جا یک جناب فاسدی هست که فسادی را به انجام رساند، قطع بهیقین دیگرانی در بالا و پایین و حول و حوش هستند که آن جناب را یاری داده و اگر بدتر از خودش نباشند، بهتر نیستند. اما این همه قصه نیست، چیزی که خیلی از ماها به آن توجهای نکردیم، این است که در بسیاری از این فسادها، به غیر از آنکه پولشویی و یا رانت و اختلاس و کلاهبرداری و یا شاید هم ریخت و پاش و لِفت و لیس بوده، کسانی که در وسط معرکه بودهاند، بهجز فسادی که بار آوردهاند، اقدام به خرید و یا فروش کالا و یا جنس فاسد و خراب و یا مشکلدار و معیوب هم کردهاند، یعنی به جز آنکه سوار بر پول یا فرصت بادآورده، میلیارد میلیارد به جیب زدهاند، به دنبال آن بودهاند که با کالای معیوب، فاسد و یا ناقص، آن سود کهکشانی را چند برابر هم بکنند، به عبارت سادهتر، فاسد کارش فساد است و نتیجهاش محصول فاسد و از هر طرف که نگاه کنی جز زحمت و هزینه و ظلم و بدبختی به بار نمیآورد!
خب، بهقول دوست عزیزی که میگفت؛ نمیشود کسی از رانت و فرصت و امضای طلایی و ریختوپاشها بهره ببرد و کمکم به سراغ غش و تدلیس و فساد در معامله نرود، پول مفت آدمیزاد را به درجاتی نزول میدهد که خودش هم باورش نمیشود چه رسد به من و شما، برخیها حتی به راحتی پای جان مصرفکننده بینوا هم میایستند و خم به ابرو هم نمیآورند.
نمیدانم این پول چه قدرت و سحر و جادویی بلد است که با آدمی چنین میکند ولی خوب میدانم که علیالحساب هیچ کسی نمیتواند ادعا کند که در برابر فریب و افسونگری آن میتواند مقاومت کند و چشمش بسته، قلبش سیاه و نفسش مصیبتزا نشود، بنابراین اولاً باید حواسمان باشد خیلی به خودمان غره نشویم، ثانیاً تا آنجا که میشود فاصله چندکیلومتری خود را با فضا و محل و معامله و معاشرت و ارتباطهای سمی و رانتی و باندی و جاهایی که پول بیحساب میآید و میرود، حفظ کنیم و مهمتر از همه از خدا بخواهیم، خودش هوایمان را داشته باشد که بدفرم پایمان لنگ میزند!
فیالحال که صدای همه از صغیر و کبیر گرفته تا بالادست و فرودست درآمده و هر روز هم که میگذرد فسادی از گوشهای از این ملک زرخیز، سر بر میآورد، آنقدر این بساط گسترده و دمدستی شده است که میترسیم با همین دستفرمان که جلو برود، تا چارصباحی دیگر انجام کار و کاسبی درستدرمان و درآوردن روزی حلال، به مراتب سختتر از شیرجه زدن در یک بزه و کلاهبرداری و رانت و انجام اختلاس و غلتیدن در فساد شود!
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.