حرفهای خودی و بیخودی شوخی کرهای! باور بفرمایید نمیدانستم که این کرهایها، آن هم از نوع جنوبیاش، چقدر آدمهای بامزه و باحالی هستند، حتی در حوزه زبر و خشن و پررمز و راز و پر از بازی و شیطنت و کلک و زیر و روکشی، مثل عالم سیاست! یعنی یک چیزی میگویم، یک چیزی […]
حرفهای خودی و بیخودی
شوخی کرهای!
باور بفرمایید نمیدانستم که این کرهایها، آن هم از نوع جنوبیاش، چقدر آدمهای بامزه و باحالی هستند، حتی در حوزه زبر و خشن و پررمز و راز و پر از بازی و شیطنت و کلک و زیر و روکشی، مثل عالم سیاست! یعنی یک چیزی میگویم، یک چیزی میشنوید! جالبش اینجاست این شوخیهایشان را زندگی میکنند و آنقدر در نقش خود فرو رفتهاند که آدمی باور نمیکند که قصد مزاح و تلطیف فضا را دارند!
همین اتفاقات چند وقت اخیر را ببینید، برای چند موضوع کماهمیت و خیلی دَمدستی، مثل چند درصدی تورم و گرانی، ارتباط با کشورهای همسایه، اندکی عدم مدیریت در حل بحرانهایی مثل قیمت مسکن، سیستم قضایی این یک وجب کشور، گیر داده به رئیسجمهور که چرا وضعیت از آن ایدهآل کمی تا قسمتی فاصله گرفته است و یا فیالمثل چرا فلان مسئول فلان هدیه را گرفته و از این قسم موضوعاتی که نظر ما این است که یا همش از سر بیکاری و بدون دغدغه بودن است که قطع بهیقین نیست و یا همانطور که عرض شد، بهخاطر شوخی و فان پایان سال قدیم و اول سال جدید است!
به هرحال هرچه هست برای ما که همان بامزه و باحالی خودش را دارد و از آنجا که چنین چیزهایی در سطح کلان یک کشور پیشرفته اتفاق میافتد و یک کار تیمی کاملاً هماهنگ هنری سیاسی را به نمایش در میآورند در نوع خودش کمنظیر که برای یک دقیقهاش هست، بهطور کل بینظیر و با اختلاف در صدر جدول است!
یک قسمتش را برایتان نگفتم که سورپرایز شده و از خنده، ریسه بروید، یکی دیگر از انتقادها و اتهامهایی که ظاهراً خیلی شدید هم هست و توسط گروههای سیاسی این کشور به این جناب رئیسجمهور وارد میشود این است که چرا تمرکزش را بیش از حد گذاشته است بر روی فساد و مبارزه با فساد و کمتر به مسائل اجتماعی، مثل نابرابریها و مسائل کارگری میپردازد! اگر یک لحظه فکر کردیم که جنابمان جرأت کرده و شما را سرکار گذاشتهایم و یا فیالمثل در برابر دوربین مخفی هستید، باید خدمتتان عرض کنم، واکنشتان هم طبیعی است و هم بدیهی، اصلاً مگه مبارزه با فساد جای بحث و دعوا و چرا و به چه علت دارد، چه رسد که تبدیل شود به نقطه ضعف و محل ایراد و اتهام، فکر کنم شما هم مثل ما مطمئن شدید که در برابر یک نمایش تمامقد طنز هستیم که البته با این پرده جدید، بیشتر مضحک است تا طنز!
خلاصه که خواستیم بگوییم که در این دنیا همهجور چیزی میشود پیدا کرد، اینها یک نوع عجیب و غریبش هست که ثابت میکند، چقدر ما انسانها قدرت تخیل و توهم داریم و میتوانیم در اداره شهر و دیار و کشور و اجرا و اعمال دموکراسی و اجرای قانون و مقررات تا کجاها پیش برویم که عقل جن هم به آن نمیرسد!
ای وای بر من، اصلاً بهطور کل فراموش کردم که خدمتتان عرض کنم، همین جناب رئیسجمهور از اختیارات قانونی خود استفاده کرده و حکومتنظامی اعلام کرده است، بعد پارلمان کشور، از این کار شاکی شده و ایشان را ابتدا استیضاح و سپس تعلیق کرده تا به اتهامهای عجیب و غریب سوءاستفاده از قدرت و تلاش برای انجام شورش سر صبر محاکمه نماید!
راستش را بخواهید این دیگر نه فان است و نه سیاست و سیاسیکاری، ما هم با شما همنظر هستیم که رسماً گَندَش را درآوردهاند، نظر هوشنگخانی ما این است که بهتر است که گروههای سیاسی شاکی و ایضاً پارلمانیهای عصبانی، خود را به یک تور بازدید از چند کشور (انتخاب کشورها را بگذارند بهعهده جنابمان) میهمان کنند و یک دوری بزنند و مقامات و مسئولین برخی کشورها را ملاحظه نمایند، اقدامات و رفتارها و میزان عمل به قانون و مقررات و وضعیت حرف و سخن و عمل و شعارها را بسنجند، اندکی با مردم آن کشورها گفتگو کنند، بعد بروند دست رئیسجمهور تعلیقی خود را ببوسند، ایشان را به قدرت برگردانده و چند روزی خود را در ساختمان پارلمان و یا کنج دفاترشان حبس کرده و به کارهای ناپسندشان فکر کنند!
هوشنگخان
این مطلب بدون برچسب می باشد.
دیدگاه بسته شده است.