حرفهای خودی و بیخودی هوشمصنوعی خلافکار! حتماً شما هم مثل بنده در مورد رشد عجیب و غریب هوشمصنوعی و آینده آن صحبتها و مطالب بسیاری شنیده، دیده و یا خواندهاید، نمیدانم واقعاً اینها که گفته میشود چقدر امکان وقوع دارد و چقدرش حاصل توهم و یا غلو و بزرگنمایی است، ولی هرچه که هست […]
حرفهای خودی و بیخودی
هوشمصنوعی خلافکار!
حتماً شما هم مثل بنده در مورد رشد عجیب و غریب هوشمصنوعی و آینده آن صحبتها و مطالب بسیاری شنیده، دیده و یا خواندهاید، نمیدانم واقعاً اینها که گفته میشود چقدر امکان وقوع دارد و چقدرش حاصل توهم و یا غلو و بزرگنمایی است، ولی هرچه که هست اگر آن سقف و حد اعلایی که در موردش صحبت میشود را در نظر نگیریم و همین حداقل و کف کار را هم حساب کنیم، عجالتاً تا چند سال آینده جناب هوشمصنوعی، انسان آدمنما را در جیب کوچکش میگذارد و به سرعت نور از او جلو میزند، بهنحوی که یحتمل دیر بجنبیم کلاه همه ما پس معرکه خواهد افتاد!
چند روز پیش مصاحبهای از ایلانماسک دیدم، جوری از آینده هوشمصنوعی و رباتها صحبت میکرد که بهنظر میرسید که این جناب یا بهطور کل دیوانه شده است و یا کسانی مثل من که شرایط پیشروی احتمالی به هیچ عنوان برایمان قابل هضم نیست، دچار گیجی و بیحواسی شدهایم، جالب است که این جناب، فرمایش میکرد که از کجا معلوم ما مردم روی کرهزمین هم نوعی هوشمصنوعی و ربات پیشرفته نبوده و در کل در یک محیط شبیهسازی شده قرار نداشته باشیم، البته یکجوری این حرف را میزد که یعنی عجالتاً در این فضا هستیم و خودمان خبر نداریم و یا حدسهایی هم میزنیم ولی نمیخواهیم باور کنیم!
جلالخالق که آدم چه چیزهایی که نمیشنود و نمیبیند، البته بحث امروز ما در رابطه با حد و مرز رشد هوشمصنوعی و رباتها و ترکیب انسان و هوشمصنوعی و این قسم چیزها نیست، عرضمان این است که بالاخره درست است که میگویند هوشمصنوعی علیالحساب احساسات ندارد و در رفتار و اعمالش موضوعی به نام منافع شخصی و یا گروهی وجود ندارد، ولی همچین معلوم هم نیست که این شرایط تا چه زمانی پایدار باشد و با این تعریف و تمجیدی که از این بزرگوار میشود، معلوم نیست خیلی ناگهانی هم احساسی شود و هم منافع و قدرت و جایگاه و ثروت به چیزهای مورد پسند و جذاب برایش تبدیل نشود!
فرض محال که محال نیست (بماند که این احتمالات خیلی هم محال نیست) بنابراین اگر چنین روزگاری از راه رسید و برحسب تصادف و یا همنشینی با آدمهای ناجور و دیدن چند فیلم و خواندن چند داستان و پروندههای جنایی، یکی از نوهنتیجههای هوشمصنوعی، فیالمثل نسخههای ۱۰ یا ۲۰ و شایدم ۳۰ هر یک از هوشهای مصنوعی، از خلاف و بزهکاری و مافیابازی و گنگستری خوشش آمد و یا کلاهبرداری و دغلکاری و فساد و اختلاس و دزدی را سرلوحه وظایف و مسئولیتهای خود قرار داد، آن وقت ما آدمهای ضعیف رنجور که قافیه را خیلی وقت پیش به آنها باختهایم، میخواهیم چه گِلی به سرمان بگیریم، یعنی امورات و مقدراتمان را که با جنابان هوشمصنوعی تقسیم و تسهیم کرده و در جنگی تمامعیار و شبانهروزی برای حفظ اندک قدرت و اقتدار و کنترل باقیمانده خود هستیم، باید همزمان فکری هم برای تبهکاری و شرارتهای ایشان که احتمالاً بهخاطر ضریب هوشی بسیار بالایی که دارند، خیلی هم پیشرفته و همهچیز تمام است، بنماییم که از همین الان معلوم است که قطع بهیقین کاری از دستمان بر نمیآید!
یعنی چارصباحی دیگر که عنان کار به کم و بیش به دست هوشمصنوعی افتاد و منافع و احساسات و لذت پول و قدرت زیر دندان ایشان رفت، همین بلایی که ما بر سر طبیعت و محیطزیست و جامعه و فرهنگ و اخلاق وارد آوردیم، چند برابر بدترش را هوشمصنوعی گوگولی و شیک و تو دل بروی امروز، وارد خواهد کرد.
ما که باورمان نمیشود که بشر با دست خودش چنین موجود عجیبالخلقهای را به وجود آورده و داوطلبانه و با اشتیاق، شأن و منزلت و اشرفالمخلوقاتی خود را دو دستی تقدیم کرده و بشود موجود درجه دوم و شاید هم درجه چندم این کره خاکی… نمیدانم بیشتر از آنکه ترسناک باشد، مضحک است و به جای تلخی، بدمزه است!
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.