قول‌های آبی، برقی!

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی قول‌های آبی، برقی! امید داشتن چیز خوبی است، امید دادن هم خوب است، اما وقتی پای آرزو به وسط می‌آید و می‌بینی با آن همه امید داشته و خروار خروار امید داده شده، همچنان دست‌ها کوتاه و خرما بر نخیل است و آرزو هر روز دورتر و دورتر می‌شود، تازه […]

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی

قول‌های آبی، برقی!

امید داشتن چیز خوبی است، امید دادن هم خوب است، اما وقتی پای آرزو به وسط می‌آید و می‌بینی با آن همه امید داشته و خروار خروار امید داده شده، همچنان دست‌ها کوتاه و خرما بر نخیل است و آرزو هر روز دورتر و دورتر می‌شود، تازه متوجه می‌شوی که یک پای همت و ارادت آقا امید می‌لنگد که اینچنین آرزو خانم را فراری داده است.

آب و برق و فرونشست و خاموشی و خشکسالی که خودشان را جلو می‌اندازند، داستان به‌طور کل متحول می‌شود، البته نه اینکه امیدخان قصه ما به آرزویش می‌رسد، خیر اوضاع همچنان بر همان مدار است، فقط کمی سوز و گدازش بیشتر می‌شود، یعنی آنقدر در طی چندین و چند سال اخیر از زبان مسئول و مربوط و متولی و صاحب منصب، در این فقره آب، وعده‌های شیرین شنیده‌ایم، که مدت‌هاست وعده‌دان‌مان لبریز شده است و آنقدری عمل و اقدامی ندیده‌ایم که دیگر از خیر تخیل و افسانه هم گذشته‌ایم چه رسد به امید و آرزو!

البته با توجه به خشکی چندین ساله زاینده‌رود و خالی شدن آبخوان‌ها و فرونشست زمین در شهر و دیار ما اصفهان و کرور کرور وعده‌های ریز و درشت و شیرین و دلچسب عزیزان صاحب میز و صندلی و منصب و از دست رفتن امید و فراری شدن آرزو، حال و روز ما اهالی نصف جهان همانند تشنه‌ای است که آنقدر سراب دیده و با تمام وجود و سراسیمه به طرفش دویده و بعد با وَهم و خیال روبه‌رو شده و راه به راه به اعتماد و دلبستگی‌اش، جواب رد داده‌اند که رسماً منکر هر امید و آرزو لااقل در این فقره شده است!

قدیمی‌ها درست می‌فرمودند که هزار وعده خوبان یکی وفا نشود، و بدبختی ما اینجاست که در این دو، سه دهه اخیر، به قربان‌شان بروم که یک نفر از بزرگواران مسئول، به خودش زحمت نداد که قدمی برخلاف این ضرب‌المثل قدمی برداشته و نشان دهد که بالاخره یکی از هزار وعده خوبان، وفا می‌شود. به هرحال اوضاع همین است که می‌بینید، بارش‌ها کم و تنش آبی بالا، آنقدری هم که هست در بالادست تقسیم و تسهیم می‌شود و خشکی زاینده‌رود و تشنگی دشت‌ها و بی‌آبی سفره‌های زیرزمینی، حال و روز شهر و دیار و کشاورز و زمین و زمان را ناخوش کرده است و اینجور که پیداست همچنان جنابان خوبان، وفاداری عجیبی به ضرب‌المثل‌های ایرانی از خود نشان می‌دهند!

این را هم بگوییم که خدای‌ناخواسته لال از دنیا نرویم، از سیستان و بلوچستان گرفته تا یکی درمیان استان‌های کشور، با بی‌آبی و دردسر و تنش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و اینجور هم نیست که بقیه جاها، گل و بلبل باشد.

قول‌های آبی که وضعش این است، حالا خدمت قول‌های برقی برسیم که البته مثل آب، خیلی پیچیده و منطقه‌ای و مسبوق به‌سابقه و براساس حوضه آبریز و درگیر مباحث قومی و قبیله‌ای و استانی و… نیست، کاملاً ساده و واضح است، از سه هزار سال پیش به این‌طرف، هر سال گفته شده که مشکل قطعی برق و خاموشی‌ها حل می‌شود، و عین همه سال‌ها، وضعیت کمبود و قطعی و ناترازی و خاموشی، سال به سال دریغ از پارسال شده است، مضافاً به اینکه هیچ دولت و مسئول و مدیر و رئیسی هم مقصر نیست، صفر تا صد تقصیر‌ها بر گردن مردم است و همین‌که برقی برای رفتن و آمدن دارند باید خدا را هم شاکر باشند. خَلَص و تَمَت!

اخیراً هم که گفته شده در سال آتی قطعی برق تابستانه نخواهیم داشت و با برنامه‌های گسترده و مفصلی که دوستان نیرویی تدارک دیده‌اند، خاموشی‌ها برای همیشه خاموش می‌شوند، البته استدعای عاجل هوشنگ‌خانی ما این است که عزیزان مسئول، لطف فرمایند و فکری به حال خاموشی و قطعی گاز زمستانه صنعت و تولید نمایند، ما قطعی برق روزانه دو ساعت در تابستان گرم را به جان می‌خریم، یا حداقل همت نمایند و بی‌برقی و گازی و آلودگی و مازوت‌سوزی را با همدیگر بر سرمان آوار نکنند، ما دستشان را هم می‌بوسیم! والا…

هوشنگ‌خان