خوش به حال گرانی!

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی خوش به حال گرانی! جدی جدی، خوش به حال گرانی، من نمی‌دانم مهره مار داره، رمل و اسطرلاب بلده، جادو جمبل خاصی در کارش هست که این‌گونه در حال تاخت و تاز است و عزیزان اجرایی دَم به ساعت و راه به راه به جنابشان فرصت و آوانس و حتی […]

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی

خوش به حال گرانی!

جدی جدی، خوش به حال گرانی، من نمی‌دانم مهره مار داره، رمل و اسطرلاب بلده، جادو جمبل خاصی در کارش هست که این‌گونه در حال تاخت و تاز است و عزیزان اجرایی دَم به ساعت و راه به راه به جنابشان فرصت و آوانس و حتی شتاب و جهت می‌دهند!

نرخ ارز و طلا که انگار ایستایی و توقفی در کارش نیست و لحظه به لحظه در حال صخره‌نوردی و فتح ارتفاعات جدید قیمتی است و ظاهراً عزیزان بانکی و اقتصادی و صاحب‌منصبان ریز و درشت مربوطه، در حال رتق و فتق اموری هستند که ما نمی‌دانیم چیست ولی اینجور که پیداست هم مهم‌تر از بازارهای منفجر شده ارز و طلاست و هم خیلی‌خیلی وقت‌شان را گرفته که حتی نمی‌توانند در رابطه با این رکوردشکنی‌های هیولا، اظهارنظر کنند، برنامه‌ای بریزند و راهی پیدا کنند! البته به‌جز اینکه کی بود کی بود من نبودم را که شاه‌بیت مشترک فرمایشات مسئولانه یکی‌درمیان متولیان است را به‌عنوان موضع‌گیری بزرگواران حساب نکنیم.

از طلا و دلار که یک سرش به آنور مرزهاست که بگذریم، وضعیت قیمتی و تورمی دیگر اقلام و کالا و خدمات که بزنم به تخته هر روز رشیدتر و بزرگ‌تر و گولاخ‌تر می‌شوند، تا دلتان بخواهد جذاب و خواستنی است!

یعنی هر چیزی که بفرمایید مثل آب خوردن گران می‌شود، آنهایی که قیمت‌شان به نظر و رأی دولت و نهادهای مربوطه وابسته است که فقط کافی است یک نامه بنویسند و چند خطی صغری‌کبری بچینند و چهارتا ادله ربط و بی‌ربط ردیف کنند، مجوز با کمی گیرودار نصفه و نیمه برایشان صادر می‌شود، بخش خصوصی و تعاونی و خصولتی هم که ظاهراً از هفت دولت آزاد هستند، نهایتاً باید اتحادیه مربوطه و یا با واسطه جنابان صمتی موافقت کنند که علی‌الحساب اعضای اتحادیه که خودشان از همان کسب و کار بوده و ذی‌نفع افزایش قیمت‌ها هستند، صدور مجوز هم که با کلی دلیل و توجیه در افزایش قیمت تمام شده و آوار شدن هزینه‌های متفرقه و خواب و استهلاک سرمایه و رکود بازار و قس‌علیهذا و کمی چانه‌زنی و ممارست و پیگیری، بالاخره صادر می‌شود.

فقط نمی‌دانم وقتی نرخ‌های رسمی تورم، همواره اعدادی بین ۳۰ تا ۳۵ درصد را نشان می‌دهند، چگونه است که مجوزات صادر شده افزایش قیمتی چند قدمی از این نرخ‌ها جلوتر است و بدتر از آن، برخی از اقلام در طی سال بیشتر از چند مرتبه به افتخار افزایش قیمت نائل می‌گردند و جالب است که عزیزان صاحب کسب و کار هیچ‌وقت هم راضی نیستند، مسئولین و متولیان هم که دایماً از گرانی و تورم شکوه و شکایت می‌کنند، فقط انگار ما مردم هستیم که هم در رضایت کامل کالا و خدماتی که قیمت‌شان سر به فلک کشیده است را می‌خریم و هم مسئول همه گرانی و تورم‌ها هستیم و بالاخره روزی باید پاسخگوی این حجم از بی‌تفاوتی و گران‌فروشی و همینه که هست باشیم!

باور بفرمایید برخی اوقات با خودمان فکر می‌کنیم، اصلاً ممیزی و نظارت و حساب و کتابی هم برای این نرخ‌های عجیب و غریبی که بر روی محصولات لبنی و خوراکی و غذایی و بهداشتی و آرایشی و پوشاکی و ابزاری و مصالحی و حمل و نقلی و… می‌گذارند، وجود دارد و یا این میل و سلیقه و البته نیاز تولیدکننده و توزیع‌کننده و فروشنده و صدالبته بی‌زبانی و بی‌پناهی مشتری و مصرف‌کننده است که چنین بازار شیر تو شیر پر از باری به هرجهتی هزار قیمتی را ساخته‌پرداخته کرده است؟!

خاطر مبارکتان هست که در مورد تمدید ماه‌عسل دولت جوانبخت مسعود صحبت می‌کردیم و حرف از یکی، دو سال می‌زدیم، نظر هوشنگ‌خانی ما هیچ تغییری نکرده است ولی می‌ترسیم به مدد عدم واکنش عزیزان اجرایی به اوضاع شیر تو شیر قیمت‌ها و حرف نزدن با مردم در مورد چرایی وفور صدور مجوز افزایش قیمت و یله و رهاشدگی اوضاع ناجور بازار ارز و طلا، خودبه‌خود این دوره ماه عسل آب برود!

 

هوشنگ‌خان