حرفهای خودی و بیخودی همه یا هیچ! قانون نانوشته همه یا هیچ را که حتماً میشناسید، یک چیزی شبیه همان صفر و یک که کل جهان دیجیتال بر آن بنا شده و تمدن و حال و آینده بشر با آن گره خورده است، البته این یکی ربطی به آن یکی ندارد، خواستیم کمی جو […]
حرفهای خودی و بیخودی
همه یا هیچ!
قانون نانوشته همه یا هیچ را که حتماً میشناسید، یک چیزی شبیه همان صفر و یک که کل جهان دیجیتال بر آن بنا شده و تمدن و حال و آینده بشر با آن گره خورده است، البته این یکی ربطی به آن یکی ندارد، خواستیم کمی جو بدهیم، فضا عوض شود وگرنه حداقل نصف مشکلات بشر دوپا زیر سر همین جناب همه یا هیچ است و چه مصیبتهایی طبیعت و فرهنگ و جامعه و… از دست افرادی که همه چیز را با هم میخواهند و اگر نشد، بهطور کل زیر میز میزنند، فرزندان آدم ابوالبشر که آرزوهایشان بلندپروازانه است و یا باید به ۱۰۰ برسند و یا همه چیز را رها میکنند و عمر و سرمایه و بعضاً اطرافیان خود را به فنا میدهند، به هرحال اینکه جزء قوم افراط یا تفریط باشیم، نتیجهاش همین است برخی اوقات از در دروازه رد نمیشویم و گاهی از ته سوزان به سلامت عبور میکنیم و به روی مبارکمان هم نمیآوریم.
یک مدل دیگرش همانی است که خیلی از ما با آن آشنا هستیم که نه موفقیت و خیر و خوبی کسی را میتوانیم ببینیم و نه شکست و بدبختی و مصیبتاش را و گاهی با یک کشمش گرمیمان میشود و در زمانی هم با یک غوره سردیمان میکند، با همه شوخی و مزاح میکنیم ولی نوبت به خودمان که برسد، از هر شوخی و مطایبهای بیزاریم و… به هرحال این همه یا هیچ نسبتاً محترم، با میانهروی و خیرالامور اوسطها و یکی به نعل و یکی به میخ و اعتدال و تعادل و رواداری و آرام و پیوسته و… میانه خوبی ندارد و حتی دیده شده است میانهاش با خودش هم بههم میخورد و سرگردان و حیران داستان است.
اما یک مدل از این همه یا هیچ است که به تازگی ظهور پیدا کرده است، نه ریشه در گذشته دارد و نه احتمالاً در آینده شاهد چنین شمائل ناجوری خواهیم بود، اجازه بدهید موقعیت و تصویرسازی را خدمتتان شرح دهم شما خودتان حدیث مفصل میخوانید از این مجمل، فرض بفرمایید در منزل تشریف دارید، چراغها روش، سیستم گرمایشی پکیج در حال فعالیت، همانطور که بر روی مبل لم داده و جشنواره دایمی هزارمین پخش سریال و فیلمها را به تماشا نشستهاید، هرازگاهی هم گوشی موبایل را چک میکنید، فرزند دلبند در آنطرف خانه، با تلفن ثابت در حال صحبت کردن با همکلاسی خودش هست، همسر محترم هم در حال شستن ظرفهای نهار! (البته شما صبح خروسخوان رفتهاید سرکار و خسته و هلاک حدود سه بعدازظهر رسیدید خانه و تازه نهار میل کردید و اینجور هم نیست که همیشه پای تلویزیون لم داده و برای خودتان کیف کنید).
خب، موقعیت را کاملاً برای خودتان تصویرسازی ذهنی فرمودید؟ همانجور که میبینید شرایط بهگونهای است که انگار همه چیز به کم و بیش در حالت طبیعی و خوب است، حالا با فرض محال، فرض کنید که برق رأس ساعت ۳ برود (فرض محال که محال نیست، شما بفرمایید یک درصد) بلافاصله پس از قطع برق، شما دیگر سیستم گرمایشی ندارید، پمپ آب از دور خارج شده و آبی در دسترس نیست، تلفن ثابت، بوقی ندارد، موبایل آرام آرام آنتندهی و اینترنت خود را از دست میدهد، تلویزیون و دیگر لوازم برقی که تکلیفشان معلوم است. در عرض چند دقیقه یک تونل زمان باز میشود و از دوران فراتمدن انسان هوشمند، به عصر پساحجر انسان شکارچی ترانسفر میشوید، به همین همه چیزی و به این سادگی، هیچی…!
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.