حرفهای خودی و بیخودی علاج واقعه! در خبر است که عزیزان وزارتخانه کریمه جهادکشاورزی، اعلام نمودهاند که برای بازار آشفته سیبزمینی و برنج، فکرها و اقدامات اساسی و اصولی انجام دادهاند و اولاً گوش برخی بچهزرنگهای محتکر را پیچاندهاند و هم نظارت و کنترل بر بازار و عرضه و تقاضا را طوری به انجام […]
حرفهای خودی و بیخودی
علاج واقعه!
در خبر است که عزیزان وزارتخانه کریمه جهادکشاورزی، اعلام نمودهاند که برای بازار آشفته سیبزمینی و برنج، فکرها و اقدامات اساسی و اصولی انجام دادهاند و اولاً گوش برخی بچهزرنگهای محتکر را پیچاندهاند و هم نظارت و کنترل بر بازار و عرضه و تقاضا را طوری به انجام رساندهاند که همین روزهاست که قیمت سیبزمینی با سر به زمین بخورد و برنج هم، دست از بلندپروازیهای خود بردارد، البته اینکه این زمین خوردن رسیدن به قیمتهایی است که در سال گذشته برای این جناب سیبزمینی رویا بود، یک بحثی است و آن تعادل بازار برای برنج ایرانی که مدتهاست از سفرههای مردم، خداحافظی کرده است، بحثی دیگر، و آنچه معلوم است این دو قلم کالای پرمصرف همچنان آنقدری گران خواهند بود که اشک طبقه متوسط و زیرمتوسط را درآورند، طبقات ضعیف که تکلیفشان معلوم است و دیگر چیزی از سفرهشان باقی نمانده است و اگر چیزی هم هست مثل این همولایتی ما یعنی رودخانه زایندهرود است که با همت و درایت و هنرمندی چندین و چندساله مسئولان و متولیان مربوطه، فصلی و اتفاقی و یهویی شده است که هرازچندگاهی رنگ و رونقی به سفره میآید و خیلی زود همان هم ناپدید میشود!
به هرحال جا دارد از همین تریبون از عزیزان مدیر و رئیس و وزیر و بازرس و ناظر و کارشناس و همه آنهایی که در این فقره کنترل بازار سیبزمینی و برنج و رصد بچهزرنگهای گرانفروش و کمفروش و محتکر، زحمت کشیدهاند و امیدها را به چشمهای بیفروغ برگردانده (یا خواهند برگرداند) و برخی کاسب و تاجر و واسطههایی که این وسط برای خودشان موجسواری میکردند را نقره داغ نمودهاند (یا خواهند نمود) کمال تشکر و امتنان خود را اعلام کنیم!
البته از آنجا که ما هوشنگخانی برای خودمان هستیم و باید حرفهای خودی و درستدرمان هم بزنیم و ایضاً بدون انقولت آمدن، روزمان شب نمیشود، خدمت عزیزان تصمیمساز و تصمیمگیر و مجری، عرض میکنیم که لطفاً منبعد علاج واقعه را قبل از وقوع بفرمایید، اینکه بازار محصولی چنان به هم میریزد که به غیر از همان کالا، بازار کالاهای دیگر را هم دچار اعوجاج و بههمریزی و برخی مواقع توهم بلندپروازی میکند، و بعد شما بزرگواران پا جلو میگذارید، و معضل و مشکل را حل و فصل میکنید (یا کمی تا قسمتی آن را رفع و رجوع میکنید) حتی اگر اوضاع به سامان شده و همه چیز به روال عادی برگردد، تا مدتها اثرش را بر دیگر بازارها، روح و روان مردم و نگرانی و دغدغههایشان خواهد گذاشت. پس استدعای عاجل داریم منبعد حواستان به این موضوع باشد!
البته از قدیم گفتهاند راه دور نرویم، و کار امروز را به فردا نیندازیم، عجالتاً بازار حبوبات و لبنیات و سیفی و میوه و سبزی و آجیل و… هر کدام در حد توان و زور و بنیهای که دارند سوهان روح خلقا… شدهاند و جنابان حواسجمع بچهزرنگ در آن بازارها هم تشریففرما شده و چنان سر پُرسودایی هم دارند که به این سادگیها بیخیال نمیشوند و وِلکن ماجرا نیستند، برای همین از اتفاق همین الساعه فرصت خوبی است برای آنکه شما بزرگواران این دردهای مزمن را هم با دست و قدم شفابخش خود، به آرامش برسانید و بعد سر صبر و با حوصله بروید سراغ آن علاج واقعه قبل از وقوع که چشمانتظار است، علیالحساب وقت تنگ است و اعمال بسیار!
زیاده عرضی نیست، فقط میخواستیم عرض کنیم که وقتی میشود قیمت کالایی را که در دریای پُرتلاطم گرفتار آمده است را با نظارت و کنترل بهتر و پیگیری مجدانه و سمبه پُرزور بازرسی، به ساحل امن رساند، چرا همه دستگاهها و برای همه کالا و خدمات این کار انجام نمیشود که هم تنش و فشار کمتری به مردم وارد شود و هم جنابتان با آسودگی و اقتدار مدیریت بفرمایید و مهمتر از همه، کلی دعای خیر خلقا… نصیبتان شود؟!
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.