کی بود، کی بود!

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی کی بود، کی بود! اینکه کی بود کی بود من نبودم وزارتخانه‌های عظیمه و کریمه نفت و نیرو، قرار است به چه سرانجامی برسد و اساساً و اصولاً انداختن تقصیر به گردن یکدیگر و انتشار بیانیه و رسانه‌ای کردن آن‌ها چه سود و منفعتی برای این دو مجموعه دارد و […]

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی

کی بود، کی بود!

اینکه کی بود کی بود من نبودم وزارتخانه‌های عظیمه و کریمه نفت و نیرو، قرار است به چه سرانجامی برسد و اساساً و اصولاً انداختن تقصیر به گردن یکدیگر و انتشار بیانیه و رسانه‌ای کردن آن‌ها چه سود و منفعتی برای این دو مجموعه دارد و به جز آنکه افراد بیشتری را وارد دعوا کرده و کار به گره و شاید هم کورگره بخورد، همه این‌ها یک‌طرف، اما اینکه علی‌الحساب مردم در حال تاوان دادن برای قطعی برق هستند در طرف دیگر و بدتر از همه شرایط و وضعیت صنعت و تولید است که یا برق ندارد یا گاز ندارد و یا هر دو را با هم ندارد، شرایطی است که کار و تلاش و صدالبته نتیجه می‌طلبد نه هیچ چیز دیگری…!

نمی‌دانم دست مریزاد بگویم، عرض کنم که کلاهتان را کمی بالاتر بگذارید، یا دَم شما گرم چه کردید در این روزهای سرد و اوضاع رکود اقتصادی، فقط می‌توانم عرض کنم که خروجی هنر و کفایت و برنامه‌ریزی‌های چندین ساله، همین اوضاعی است که در حال تماشا هستیم و از قضا ظاهراً قرار هم نیست کسی آن را گردن بگیرد، حتی یک عذرخواهی و ببخشید و این قسم چیز‌ها هم به‌زور گفته می‌شود، اگر گفته شود!

راستش را بخواهید، وقتی سرمایه‌گذاری جدید و جدی در صنعت انرژی انجام نمی‌دهیم، بهینه‌سازی و افزایش راندمان در دستور کار قرار نمی‌گیرد، استفاده از انرژی‌های پاک در حد حرف و شعار باقی می‌ماند، برای چندین و چند سال بیشتر از آنکه حواس‌ها جمع افزایش تولید گاز و برق باشد، مدیریت قطعی برق و نرساندن گاز به فلان مجموعه و بهمان صنعت و خاموشی‌های برنامه‌ریزی شده آن هم با اطلاع قبلی (و شاید هم بدون اطلاع قبلی) را دنبال می‌کنیم، نتیجه‌‌اش این می‌شود که فرقی ندارد چه کسی سکان هدایت را در دست دارد و متولی انرژی و برق و نفت و گاز و انتقال است. میراثی که به ایشان رسیده است آنقدر تپل و همه چیز تمام است که دیگر جای حرف و سؤالی به غیر از همان مدیریت خاموشی و قطعی‌ها و اعلام هشدارهای کاهش مصرف، برایش باقی نمی‌ماند.

نظر هوشنگ‌خانی ما این است که علی‌الحساب این وضعیتی هست که در آن قرار گرفته‌ایم و راهی به جز تعامل و پذیرش و تلاش برای حل و فصل آن نداریم، و عجالتاً بهتر است حواس‌ها جمع مدیریت و کنترل و کاهش مصرف و این قسم چیز‌ها باشد و اول کار کنیم و افزایش تولید و بهینه شدن مصرف را به نتیجه برسانیم، بعد خودمان را درگیر حرف و شعارهای خوشگل و خوشگل کرده و وعده‌های درجه یک تابستانه و سال آتی و این قسم چیز‌ها را به خلق‌ا… بدهیم، به هرحال اگر می‌شد که از جوی کمبود و ناترازی‌ها در عرض چند ماه پرید که خیلی خیلی خوب بود، و اینکه چرا عزیزان و مسئولان قبلی چنین نکرده‌اند جای سؤال و ابهام و ایراد است. بنابراین ظاهراً وعده‌های شیرین هم برای مردم تلخ تمام می‌شود و هم بالاخره زمان موعودش فرا می‌رسد و دیگر نمی‌شود انگشت اشاره را به سمت دیگران گرفت!

به هرحال در ناترازی‌ها بهتر است تصمیم و اقدام و اعلام و وعده‌هایمان را تراز کنیم که یک ناترازی دیگر به خیل ناترازی‌هایمان افزوده نشود و داستان هم درست نشود!

 

 

هوشنگ‌خان

 

  •