حرفهای خودی و بیخودی متهم اصلی! اجازه بدهید قبل از اینکه بحث را طرح کرده و کمکم داغ شده و یهویی کار بالا بگیرد، خدمت شما گرامیان عرض کنم که در هر اتفاق و رویداد و اشتباه و ضعف و کمکاری و ایضاً در هر اقدام مثبت و کاردانی و هنر و بهبود، همیشه […]
حرفهای خودی و بیخودی
متهم اصلی!
اجازه بدهید قبل از اینکه بحث را طرح کرده و کمکم داغ شده و یهویی کار بالا بگیرد، خدمت شما گرامیان عرض کنم که در هر اتفاق و رویداد و اشتباه و ضعف و کمکاری و ایضاً در هر اقدام مثبت و کاردانی و هنر و بهبود، همیشه یک عامل و یا مقصر وجود دارد که یا همه آتشها زیر سر اوست یا حداقل یک گوشه کار را گرفته و در آن هنرنمایی مشارکت فعال داشته است!
راستش را بخواهید قصد ندارم فلسفهبافی کرده و آسمانریسمان به هم ببافم، صاف میروم سر اصل بحث که متهم اصلی و مقصر ردیف اول گرانی و کمبود و ناترازی و شیرتوشیری و ملوکالطوایفی و این قسم اشکال و معضل و مصیبتها چه کسی یا چه کسانی و یا کدام دسته و گروه و سازمان و ارگان و دستگاه هستند؟ البته هر کدام از این عناوین ذکر شده کلی زیرمجموعه دارند که هر کدام از آنها میتواند مسئول و مقصر و متهم خودش را داشته باشد، ولی این امکان هم وجود دارد که چند مورد به دست باکفایت یک نفر یا دسته و گروهی به سبزه هم آراسته شده باشد!
بر طبق آمار و نظر برخی مسئولین و گفتههای متولیان امور و ایضاً براساس آنچه از رفتار و اقدامات قابل مشاهده است و برخلاف آنچه ما فکر میکردیم، کار متهمیابی و مقصرشناسی صفر تا صد و صدر تا ذیل مشکلات و معضلات و ناترازیها، آنقدرها کار سخت و دشواری نیست، بلکه این روش بررسی و نوع نگاه ماست که باید اصلاح بشود تا بتوانیم بدون هیچ دردسر و وقتکشی و با سرعت و دقت بالا، تمامی مسببین مشکلات را شناسایی کرده و معرفی نماییم.
جانم برایتان بگوید که براساس برآیند نظر و بررسی و تشخیص مسئولین و آمار و اطلاعات و تصمیمگیر و تصمیمسازان و رسانههای ملی و میلی و… ما خلقا… ایرانی جماعت هستیم که مقصر، متهم و ریشه قاطبه معضلات و مصیبتهای اقتصادی و فرهنگی و جوی و اجتماعی و معیشتی هستیم و بهطور شگفتانگیز و اسرارآمیزی هیچ مسئول، مدیر، برنامهریز، بودجهبند، قانوننویس، مجری، ناظر، بازرس، ضابط، متولی و رئیسی در مجموع قوای سهگانه و دیگر نهاد و مجموعهها، کمترین قصور، خطا، اشتباه، کمکاری، پرکاری و بیکاری، چه سهوی و چه عمدی را نداشته، ندارند و نخواهند داشت! خلص و تمت…
خب، راحت شدید، همین را میخواستید، حالا ما مردم کوچهبازار صبح تا شب به جان مسئولین گرانقدر گرانسنگ، غُر بزنیم و گله و شکایت کنیم، وقتی متهم ردیف اول همه کم و کسری و ناترازی و بههم ریختگیها، خودمان هستیم، جز اینکه اراده و تصمیم و کاردانی و هنر و انگیزه این بزرگواران را در ادامه مدیریت و نظارت و تدبیر و برنامهریزی و اجرا را زیر سؤال برده و تضعیف میکنیم، آیا کار دیگری هم از دست ما و غرولندهایمان بر میآید، بنابراین بهتر است اندکی تأمل، اندکی انصاف، کمی تا قسمتی قدرشناسی و میزان قابلتوجهی سرزنش و عذابوجدان برای خودمان دست و پا کنیم و از اشتباهات فکری و تشویشهای ذهنی دست برداریم و مهمتر از همه با انجام یک مجموعه کارها و اقداماتی که هیچ کس نمیداند چیست؟ موجبات حل مشکلات و معضلات و کم و کسریها را فراهم نماییم که هم خودمان به آرامش و رفاه برسیم و هم عزیزان مسئول و مربوط و صاحبمنصب به داشتن چنین مشترک و اربابرجوع و مصرفکننده و فعال اقتصادی و مردمی، به خود ببالند و اگر افتخار نمیکنند، لااقل اسباب سرشکستگی ایشان را فراهم نکرده باشیم!
البته باید اعتراف کنم که مسئولین فقط در یک مورد دچار اشتباه و خطا شدهاند که متأسفانه آنقدرها هم کوچک نیست، و آن، این بوده که بهخاطر مناعتطبع و علاقه وافری که به ما مردم دارند، هیچ وقت، این همه ضعف و اشتباه و پرمصرفی و بدمصرفی و طلبکاری و… ما مردم را به روی مبارک خود نیاورده و همیشه سعی کردهاند خود را مسئول هر اشکال و ایرادی نشان داده و همین کار باعث شده که ما مردم بیش از پیش، لوس و متوقع بشویم!
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.