شب عید!

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی شب عید! اجازه بفرمایید همین اول کار، فهم خودمان را از معنی و مفهوم شب عید و نظرات مختلف در این رابطه را خدمت شما بزرگواران عرض کنیم، چون تا آنجا که تجربه چند دهه زیست ما در این مرز و بوم نشان می‌دهد، این عبارت شب عید برای افراد […]

                   حرف‌های خودی و بی‌خودی

شب عید!

اجازه بفرمایید همین اول کار، فهم خودمان را از معنی و مفهوم شب عید و نظرات مختلف در این رابطه را خدمت شما بزرگواران عرض کنیم، چون تا آنجا که تجربه چند دهه زیست ما در این مرز و بوم نشان می‌دهد، این عبارت شب عید برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد، البته به‌نظر می‌رسد قاطبه خلق‌ا… با جناب‌مان هم‌نظر هستند که منظور از شب عید، یکی، دو هفته مانده به سال جدید و عید نوروز است که در این ایام ابتدا باید حساب کتاب کرد که وضعیت جیب مبارک در چه شرایطی است و اگر نرمال و یا تا حدی نرمال بود، برنامه‌ریزی برای چگونگی گذراندن ایام تعطیلی، خرید پوشاک و کفش و آجیل و دیگر اقلام پذیرایی و مورد نیاز، خانه‌تکانی و گرفتن گرد و غبار و انجام رفت و رو، شاید هم اگر پولی در بساط بماند، فرستادن فرش‌ها برای شسته شدن و این قسم کارها، همچنین برای کسبه محترم، جمع و جور کردن حساب‌های یک‌ساله و آماده شدن برای رفتن به سال نو، افزایش نرخ اقلام مختلف از خوردنی و پوشیدنی گرفته تا ابزار و لوازم و ارز و طلا و قس‌علیهذا که شاه‌بیت ماجرا بوده و اگر نباشد، شب عید، شب عید نمی‌شود! و کلی اتفاق و اقدام دیگر که تقریباً همگی در همین یکی، دو هفته آخر سال حادث می‌شود!

اما قصه اینجاست که این تعریف شب عید که مورد قبول اکثریت جامعه هست، برای برخی دیگر از افراد جور دیگری معنی می‌شود، فی‌المثل برای آن کاسب و تاجر و صنعتگر و خدماتی که خیلی پول دوست دارد و دلش برای به‌دست آوردن آن قنج می‌زند، از یکی، دو هفته مانده به شب یلدا، شب عید شروع می‌شود و همچین حساب شده و با برنامه تمام مساعی و تلاش خود را به خرج می‌دهد که بیش‌ترین سود و منفعت را ببرد و در این مسیر رضایت مشتری و انصاف و این چیزها، برایش هیچ محلی از اعراب ندارد، این افراد یک جمله کلیدی دارند که مدام تکرار می‌کنند، «شب عید است قیمت‌ها رفته بالا» برای برخی دیگر از خلق‌ا… اوضاع به‌گونه‌ای دیگر است یعنی اساساً شب عید و روز عید و چند روز مانده و چند روز گذشته، وجود خارجی ندارد و همه چیز برایشان علی‌السویه است، حتی اینجور بگویم که برای بخش زیادی از این بندگان خدا، زحمت و گرانی و مصیبت این ایام، روزگار نه‌چندان روشن‌شان را سیاه‌تر می‌کند و عیدی که نیست، عزا هم تشریف می‌آورد!

داستان عده‌ای دیگر از مردم، خصوصاً قشر صنعتگر و تولیدکننده و بخش عمده از تجار و بنکدار و حتی عمده‌فروش‌ها کلاً جور دیگری است، برای این افراد عملاً یکی، دو هفته مانده به عید، خود عید است و ایامی است که به‌طور کل باید حساب و کتاب‌ها بسته شده باشد، فروش و خریدی انجام نمی‌شود و بعضاً اگر بخواهند فروشی هم داشته باشند، خریداری وجود ندارد چون خرده‌فروش و فروشگاه‌ها خریدشان را قبلاً انجام داده و در این ایام، فقط چشم به راه مشتری و چهار ریال فروش هستند!

به هرحال وضعیت و تعریف شب عید تقریباً به همین شکل و شمایلی است که می‌بینید ولی ما به غیر از شب عید یک «بوی عید» هم داریم که بحث دیگری است و از اتفاق خیلی هم بین افراد و مشاغل و اقوام و اقشار جامعه در این رابطه اختلاف‌نظری وجود ندارد و اکثریت قریب به اتفاق خلق‌ا… ایرانی جماعت بر این نظر هستند که در سال‌های دور، عید نوروز خیلی بو داشت و از اواسط زمستان بوی آن به مشام می‌رسید، در سال‌های نه‌چندان دور، این بو کمتر و کمتر شد ولی یکی، دو هفته مانده به سال نو، بوی خوش عید حسابی مشام و روان مردم را نوازش می‌داد، اما در این چند ساله اخیر و هرچه به حال نزدیک‌تر می‌شویم، عید کم ‌بوتر و کم ‌بوتر شده است، جوری که بخشی از مردم نهایتاً دو، سه روز مانده به عید بوی آن را استشمام می‌کنند، و بخشی دیگر حتی روز عید هم بویی احساس نمی‌کنند…!

 

هوشنگ‌خان