حرفهای خودی و بیخودی هرچی پول بدهی آش میخوری! نمیدانم که شما خواننده گرامی، مستحضر هستید که عزیزان تاکسیهای آنلاین، شب عید را فراموش نکردهاند و با افزایش قیمتها پیشاپیش عیدی مسافران را دادهاند، شاید هم این افزایش قیمت فقط یک هدیه کوچک است و اصل عیدی، همزمان با آفتاب صبح عید، تقدیم حضور […]
حرفهای خودی و بیخودی
هرچی پول بدهی آش میخوری!
نمیدانم که شما خواننده گرامی، مستحضر هستید که عزیزان تاکسیهای آنلاین، شب عید را فراموش نکردهاند و با افزایش قیمتها پیشاپیش عیدی مسافران را دادهاند، شاید هم این افزایش قیمت فقط یک هدیه کوچک است و اصل عیدی، همزمان با آفتاب صبح عید، تقدیم حضور انورمان میشود!
به هرحال خرجها بالاست و رانندههای زحمتکشی هم که در تاکسیهای آنلاین کار میکنند خرج و مخارجشان مثل بقیه بالا رفته، خصوصاً هزینه لوازمیدکی خودرو و دستمزد عزیزان تعمیرکار (ببخشید تعویضکار) که باید جنابشان را جزء نجومیبگیران طبقهبندی کنیم، هم حسابی جهشی شده است و منطقی است که نمیشود همچنان با همان قیمت ماههای قبل خدمات حملونقل انجام شود.
اما از آنجا که قشر عظیمی از خلقا… حقوقشان سالی یکبار افزایش پیدا میکند و هزینههایشان سالی چند بار، باید یک حساب و کتاب و تعادل و ضابطهای هم در میان باشد که خب تا آنجا که ما میدانیم از این حرفها زیاد زده شده است ولی همچنان هر سازمان و شرکت و فروشگاه و تولیدکننده و تاجر و کاسبی میتواند قیمتها را بالا ببرد، آنهایی هم که نمیتوانند صبوری و تحمل را پیشه میکنند که راهی جز آن نیست!
البته اینکه درآمد کسبوکارهای تاکسی آنلاینی هم به موازات افزایش درآمد رانندهها، بیشتر میشود یک مقوله حاشیهای است که خیلی به آن نمیپردازیم چون اصل داستان است و بقیه چیزها، قصه! اما اینکه آن قضیه عجله دارم، با شکل و شمایل جدیدتر از راه رسیده و هنوز مسئولین مربوطه حساسیتی نشان ندادهاند و اینجور که پیداست همچین بدون هماهنگی و بیحساب و کتاب نیست و نیامده است که برود، نشان میدهد که اصل بر سود و منفعت است که خوشبختانه هیچ کسبوکاری در این ملک به آن فکر نمیکند و تمامی حواسها جمع خدمت به مردم و افزایش رفاه و آسایش خلقا… است و همچنان و بر طبق شواهد و دلایل موجود، پول چرک کف دستی بیش نیست!
نمیدانم چه حساب و کتابی است که برخی مشاغل مثل شرکتهای لبنی و خودرویی و تجهیزاتی و پوشاکی و کسبه خدماتی و فروشگاهی و درمانی همیشه از درآمد کم و عدم سود و ضرردهی، شاکی و شکار هستند و هر سال هم چندین نوبت قیمتهایشان را آن هم مطابق با تورم و بالا رفتن هزینهها افزایش میدهند ولی عدم رضایتشان هیچگاه به رضایت تبدیل نمیشود ولی قشر کارگر و کارمند و دیگر حقوقبگیران، سالی یکبار آن هم با فاصله قابلتوجه با میزان تورم، حقوقشان ترمیم میشود ولی همیشه هم باید راضی و خشنود باشند و اگر خدایناخواسته از آن مشاغل پیش گفته بابت افزایش دستمزد و گرانی محصول گله و اعتراضی بنمایند، باعث رنجش خاطر میشود و هیچ عذری هم پذیرفته نیست!
فهم هوشنگخانی ما فرمایش میکند که این وضعیت پیش آمده (نارضایتی دایمی عدهای و تحمل و صبوری همیشگی عدهای دیگر) بهخاطر این است که برخی هدف درآمدی خود را برای بالاترین میزان ممکن و کیفیت قابلتوجه رفاه و امنیت خاطر، تنظیم میکنند و بنابراین هر چند بار هم که قیمتشان و سودشان بالا رود باز از وضع موجود راضی نیستند، و عدهای دیگر هدفشان یک زندگی معمولی و یا حتی گذران حداقلی است که آن هم با این وضعیت درآمدی و حقوقها، میسر نمیشود و وقتی دست کوتاه و خرما بر نخیل است، چارهای جز صبر و تحمل و امید به آیندهای که قرار و قاعدهها به سامان و اعتدال و انصاف باشد، ندارند!
فیالحال که قانون نانوشته (شایدم نوشته) هرچی پول بدهی آش میخوری برقرار و مستدام است، خانه و ماشین و خورد و خوراک و پوشاک و… هم پیروان سرسخت این قانون هستند و حساسیت ویژهای به اندازه و عمق و کیفیت جیب فرد دارند و بهسرعت خود را با آن تنظیم میکنند. (آن تایم آن تایم!)
هوشنگخان
دیدگاه بسته شده است.