معصومه براتی- ازدواج، گُل سرسبد زندگیست. گلی که ریشه در خاکِ عاطفه دارد، برگهایش در بادِ صبوری میتپد و عطرش در فضای خانه میپیچد. ازدواج، تنها یک قرارداد اجتماعی نیست؛ بلکه پیوند دو روح است که در مسیر زندگی، قاصدکهای آرزوهایشان را به باد میسپارند تا در خاکسترِ روزمرگی، جوانههای تازه برویانند. در ازدواج، دو […]
معصومه براتی- ازدواج، گُل سرسبد زندگیست. گلی که ریشه در خاکِ عاطفه دارد، برگهایش در بادِ صبوری میتپد و عطرش در فضای خانه میپیچد. ازدواج، تنها یک قرارداد اجتماعی نیست؛ بلکه پیوند دو روح است که در مسیر زندگی، قاصدکهای آرزوهایشان را به باد میسپارند تا در خاکسترِ روزمرگی، جوانههای تازه برویانند. در ازدواج، دو انسان تصمیم میگیرند که تکصداییِ تنهایی را به دوآوازِ همراهی تبدیل کنند. این همراهی، گاه در اوجِ خوشیها، شبیه پرواز پرندگان در آسمان آبی است و گاه در حضیضِ سختیها، همانند درختی میماند که در طوفان، شاخههایش را به هم میتپاند اما ریشههایش استوارتر میشود. ازدواج هنرِ ساختن است: ساختن خانه، ساختن خانواده و ساختن آیندهای که در آن، «من»ها به «ما» تبدیل میشوند.
کاهش نرخ ازدواج
در جامعه امروزی اما پدیده کاهش نرخ ازدواج به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده است. این روند تنها یک آمار خشک و بیروح نیست، بلکه بازتابی از تحولات عمیق فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است که زندگی فردی و جمعی ما را تحتتأثیر قرار داده است. از مهمترین عوامل این کاهش میتوان به دگرگونیهای اقتصادی اشاره کرد. افزایش بیکاری، نبود امنیت شغلی و بیثباتی اقتصادی، به ویژه برای جوانان، ازدواج را به تصمیمی پرریسک تبدیل کرده است. بسیاری ترجیح میدهند ابتدا پایههای مالی مستحکمی برای خود بسازند و سپس به تشکیل خانواده بیندیشند. از سوی دیگر، تغییر نگرشها و ارزشها نیز نقش مهمی ایفا میکند. در گذشته، ازدواج اغلب بهعنوان یک ضرورت اجتماعی و راهحلی برای استقلال به شمار میآمد. اما امروزه، با گسترش فرصتهای آموزشی و شغلی برای زنان و مردان، افراد ترجیح میدهند ابتدا به اهداف شخصی و حرفهای خود دست یابند. افزایش سن ازدواج نیز پیامد مستقیم این تحولات است. بسیاری از جوانان دوره طولانیتری را به تحصیل و کسب تجربه میپردازند و تشکیل خانواده را به سالهای بعد موکول میکنند. این تأخیر گاه به تغییر اولویتها و سبک زندگی منجر میشود که با تعهدات ازدواج همسو نیست. همچنین، نگرانیهای مربوط به آینده، از جمله ترس از شکست در ازدواج و افزایش آمار طلاق، بر تصمیم جوانان تأثیر میگذارد. برخی با مشاهده مشکلات زوجهای اطراف خود، از ازدواج هراسان میشوند و ترجیح میدهند روابط غیررسمی یا زندگی مجردی را انتخاب کنند.
کاهش ۸ درصدی «ازدواج» نسبت به سال گذشته
آمارها نیز از کاهش ازدواج خبر میدهند؛ در همین رابطه، مرضیه وحیددستجردی؛ دبیر ستاد ملی جمعیت، گفت: در سال ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۲ حدود سه درصد با کاهش ازدواج مواجه بودیم و در شش ماه اول ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۳، حدود هشت درصد کاهش ازدواج وجود داشته است. لذا مسئله فرزندآوری ناشی از روند کاهشی ازدواج است. به گفته وی و براساس آمارهای سازمان ثبتاحوال، متوسط فاصله بین ازدواج و اولین فرزندآوری در کشور ۴٫۵ سال است. به عبارتی اگر زنی در سن ۳۰ سالگی ازدواج کند، فرزند اول او در سن ۳۴٫۵ سالگی به دنیا میآید. با این حساب، فرزند دوم ۶-۷ سال بعد متولد میشود، یعنی پس از سن ۴۰ سالگی مادر. این درحالیست که پس از ۴۰ سالگی، پیک باروری زنان کاهش مییابد چراکه پیک باروری معمولاً بین ۲۰ تا ۳۰ سال است و بعد از ۳۵ سال باروری کاهش پیدا میکند. وی ضمن هشدار نسبت به تعویق ازدواج و فاصلهگذاری بین ازدواج و تولد فرزند، بر برنامهریزی نسبت به این مسئله تأکید کرد و ادامه داد: علاوه بر این، مهاجرت از شهرها به شهرها موجب شده تا نرخ تجرد در دختران روستایی بیشتر از دختران شهری باشد.
دیدگاه بسته شده است.