چگونگی التهاب بازار فولاد

  مدتی است که شاهد رشد قیمت سنگ‌آهن و فولاد در بازارهای جهانی هستیم هرچند که این وضعیت از بازار فولاد چین آغاز شد. این وضعیت تا جایی پیش رفت که در کنار رشد قیمت در بازار داخلی چین، حجم صادرات این کشور نیز کاهش یافت که نشان‌دهنده جذابیت بیش‌تر بازار داخلی در ضعف نسبی […]

 

مدتی است که شاهد رشد قیمت سنگ‌آهن و فولاد در بازارهای جهانی هستیم هرچند که این وضعیت از بازار فولاد چین آغاز شد. این وضعیت تا جایی پیش رفت که در کنار رشد قیمت در بازار داخلی چین، حجم صادرات این کشور نیز کاهش یافت که نشان‌دهنده جذابیت بیش‌تر بازار داخلی در ضعف نسبی تولیدات این کشور است.

 به گزارش ماین‌نیوز، از سوی دیگر این وضعیت باعث شد تا بخش بزرگی از صنایع مرتبط به تحرک درآمده و با افزایش حجم معاملات، بازار فولاد و سنگ‌آهن توامان رونق بگیرد هرچند که هم اکنون باز هم روند کاهشی قیمت‌ها در این دو بازار مهم در مسیر کاهشی جدید قرار گرفته است.

در خصوص آغاز روند افزایش قیمت‌ها باید استارت آن را در بازار نقدی سنگ‌آهن جستجو کرد، زیرا پس از رسیدن به قیمت‌هایی بسیار نازل و نزدیک به ۴۰ دلار در هر تن، شاهد دو رخداد مهم بودیم. اول افزایش قیمت نفت که هم هزینه تولید و حمل و نقل را افزایش داده و هم می‌تواند به عنوان عاملی فنی و روانی از رشد قیمت‌ها حمایت کند، ولی رخداد دوم حالت پیچیده‌ای داشت. در معاملات آتی و نقدی برخی از بازار‌ها همچون دالیان، چیندائو (کینگ‌دائو)، شانگهای و سنگاپور شاهد افزایش محسوس حجم معامله بودیم که با محوریت معاملات آتی به صورت کاملاً تصنعی، قیمت‌ها در مسیر رشد محسوسی قرار گرفت. هرچند که موجودی انبار‌ها و حجم تقاضا از این روند افزایشی، تبعیت نمی‌کرد. در هر حال، ورود منابع عظیم از نقدینگی در یک بازه زمانی بسیار محدود، باعث شد تا بازارسازی‌ها از فاز معاملات کاغذی و بورسی به بازار نقدی و داد و ستدهای فیزیکی سرایت کرده و در نهایت کل بازار سنگ‌آهن و فولاد را در اقصی نقاط جهان در بر گرفت. این روند که از ابتدای فوریه آغاز شد تا روزهای قبل توانسته بود به سطوح بسیار بالایی دست یابد تا جایی که بهای ۷۰ دلاری سنگ‌آهن در بازار چین را نیز شاهد بودیم. از آن زمان تاکنون روند عمومی قیمت‌ها در بازار فولاد و سنگ‌آهن در مسیر کاهشی قرار گرفته تا جایی که در پایان هفته میلادی گذشته به ۶۳ دلار و ۴۱ سنت برای سنگ‌آهن ۶۲ درصد دست پیدا کرد.

در صورت صحت این طرز فکر باید رشد قیمت‌ها در بازار فولاد و سنگ‌آهن چین را غیرواقعی دانست که از بازارسازی در بازارهای مالی آغاز و به بازارهای فیزیکی در اقصی نقاط جهان سرایت کرد. نکته جالب توجه را نیز می‌توان این مطلب دانست که دولت چین نیز در روزهای اوج قیمت‌های فولاد با اقدامات دستوری تلاش کرد تا از سرعت معاملات آتی سنگ‌آهن و فولاد بکاهد تا از بروز رخدادهای غیرواقعی و دست ساخته در این بازار جلوگیری کند. تنها به عنوان یک نکته می‌توان به این واقعیت اشاره کرد که در سال‌های قبل تولیدکنندگان بزرگ فولاد اروپا همچون آرسلورمیتال با معدنکاران برزیلی (که تولیداتشان که غالباً مگنتی است، کیفیت بالاتری از استرالیا دارد) قراردادهایی ۱۰ ساله را به امضا رساندند تا خود را از التهاب قیمت‌ها در بازار مواد اولیه به دور نگه دارند. رخدادی که در ماه‌های اخیر بازار فولاد چین را به صورت خطرناکی وارد یک فاز ملتهب و شکننده کرد. این اتفاق خود دلیلی است بر خطرناک بودن توان اهرمی معاملات آتی در بازارهای کالایی که می‌تواند تغییرات بزرگی را در این بازار ایجاد کند. نکته قابل توجه آن که بسیاری از تحلیلگران غربی بر خطرناک بودن معاملات آتی تأکید داشته و همچنین در داخل کشور نیز با برخی انتقاد‌ها روبه‌رو است